0

استقلال رای

استقلال از نیازهای اساسی انسان است. انسان ها همه به نوعی دنبال مستقل شدن هستند. هر فردی باید بتواند خود تصمیم گیری کند تا روش های زندگی خود را انتخاب کند، تجربه های مختلف داشته باشد، آزمون و خطا کند و مهارت های مختلف را بیاموزد.

استقلال

 

بهترین زمان شروع زندگی مستقل، در دوران کودکی و نوجوانی است که بهترین موقعیت برای یادگیری مهارت‌های شروع یک زندگی مستقل در بزرگسالی رخ می دهد. وابستگی افراطی به والدین در آن زمان، کودکان را در مراحل مختلف رشدی مانند جدایی از والدین و شروع مدرسه، انتخاب و تصمیم گیری، برقراری ارتباط با گروه‌های همسن و ازدواج در بزرگسالی با استرس و اضطراب و عدم کارآمدی مواجه می‌ کند، این استرس و تنش‌ها شکوفایی فرد را به تاخیر می اندازد و مانع رشد توانایی و استعدادهای شخصی در زندگی اجتماعی می‌شود. تحقیقات نشان داده اند در طول رشد سن دو تا سه سالگی بهترین زمان برای یادگیری خودکفایی و استقلال کودکان است. بعد از شیر گرفتن، کودک برای اولین بار در زندگی از مادر اعلام استقلال می کند. معمولا در این دوره است که کودکان لجباز می شوند و در حرف شنوی از والدین مقاومت می کنند، به همه درخواست ها جواب نه می دهند و دستورات را برعکس انجام می دهند. اگر والدین توجه نکنند و جلوی این رفتار استقلال طلبانه را بگیرند، و بر اطاعت و پیروی تاکید کنند، در مراحل بعدی رشد باید تلاش کنند دوباره این رفتار را در فرزندشان رشد دهند تا او بتواند در جامعه حرفی برای گفتن داشته باشد و در مسیر کارآمد زندگی قرار بگیرد. در خصوص این گفته بهتر است والدین از همان زمان به کودک در تصمیم گیری های خانوادگی حق انتخاب دهند و نظر کودک را محترم بشمارند. با انجام این روش او را در جهت رای دادن و مستقل شدن هدایت می کنند و انجام این کار را در محیط دوستانه و هدایتگر خانواده تبدیل به عادتی مفید می کنند.

 حدود سنین ۴ تا ۶ سالگی اضطراب جدایی که از مشکلات شایع کودکی است، پدیدار می شود، روش های غلط تربیتی در این محدوده ی خطیر رشدی سبب ایجاد اضطراب در کودک شده و او کم کم به سمتی هدایت می شود که فکر می کند به تنهایی قادر به انجام هیچ کاری نیست و رفته رفته او را به اضطراب اجتماعی هم دچار می کند که به طور حتم اعتماد بنفس او را هم مختل خواهد کرد. اما در این حیطه بحث دیگری که دارای اهمیت است این است، تلاشی که برای زمینه سازی استقلال کودک انجام می شود با محبت ورزی اشتباه گرفته نشود. تا قبل از ۲ سالگی تقریبا هر محبتی مفید و سبب کاهش اضطراب جدایی می شود، اما بعد از ۲ سالگی باید وابستگی به تدریج قطع شود و حدود محبت کردن مشخص شود، کودک اتاق جدا داشته باشد و کم کم با نظارت والدین وظایفی را در زمینه وظایف شخصی نسبت به اتاق خود بر عهده بگیرد و برای انجام آن ها جوابگو باشد. اگر تمام این مراحل در زمینه ی یک دوستی قوی شکل بگیرد، و کودک دوستی بی قید و شرط والدین را بپذیرفته باشد به طوری که حس نکند که بر علیه او هستند، یا به اجبار او را وادار به کاری می کنند، کودکی، نوجوانی و بحران بلوغ را بدون دردسر پشت سر خواهد گذاشت و با مهارت های کسب شده در این زمان وارد مرحله ی بزرگسالی می شود.

دومین دوره ای که فرد در آن اعلام استقلال می کند نوجوانی است که این دفعه نوجوان تصمیم می گیرد از خانواده مستقل شود. استقلال در دوران نوجوانی، یعنی شناخته شدن به عنوان یک شخصیت مستقل، شخصیتی که دارای ارزش و احترام است و مرز و محدوده ای خصوصی دارد، او می خواهد که دیگران به مرزهای خصوصی او احترام بگذارند، حق انتخاب و تصمیم گیری کامل داشته باشد و در مقابل مسئولیت انتخاب های خود را نیز می پذیرد. اگر والدین نیاز او را درک نکنند او راه خود را از خانواده جدا می کند و بیشتر به گروه های همسالان می پیوندد که ممکن است مناسب دوستی هم نباشند و فضای امنی را در اختیار او را نگذارند.

استقلال خواهی نوجوان به این معنی نیست که به وابستگی به خانواده تمایل ندارد اما وقتی استقلال نوجوان از طرف خانواده نادیده گرفته شود، در مواردی، او مجبور می شود نیازش به وابستگی به خانواده را فدای استقلالش کند و کمک های آنها را نادیده بگیرد و  به دوستانش وابسته شود. احساس فردیت تقریبا از همان روزها شکل می گیرد، اگر والدین مانند زمان کودکی به کنترل خود ادامه دهند، درگیری اتفاق می افتد، با اینکه نوجوان توانایی استدلال منطقی را کسب کرده است ولی به اندازه کافی پخته نشده است و تجربه ی کافی هم ندارد، بنابراین نمی توان صد در صد به تصمیمات او مطمئن بود. شرایط سخت، بحرانی و حساسی خواهد بود، برای تعامل با نوجوان در چنین شرایطی لازم است والدین به تمام جهات فکر کنند، و تلاش شود از روش استدلالی خود نوجوان برای مدیریت این شرایط بهره برند و او را ترغیب کنند که از تمام توانایی های بالقوه اش استفاده کند و مسائل را به گونه ای پیش ببرند که فکر کند که در تصمیم گیری ها به اندازه کافی مستقل است.

اگر معتقد باشیم که استقلال یک امر مطلق است، راه خطا رفته ایم. نباید فکر کنیم که انسان ها اگر به استقلال نیاز دارند دیگر وابسته نخواهند بود. وابستگی از نیازهای انسان است چون زندگی جمعی ما با آن گره خورده است. اگر بهترین حالت استقلال را هم تصور کنیم، در عین حال وابستگی هایی هم داریم. به اینصورت که استقلال و وابستگی در یک محور قرار می گیرند، در یک سر طیف استقلال و آن سوی طیف وابستگی قرار دارد. استقلال نیازمطلقی نیست که در همه ی آدم ها به صورت یکسانی وجود داشته باشد. انسان همزمان هم دنبال استقلال می گردد و هم به وابستگی نیازمند است. بعضی انسان ها خودمختاری و استقلال بیشتر را می خواهند و بعضی دیگر طرفدار زندگی جمعی و روابط درهم تنیده تر با دیگران هستند.

استقلال

استقلال در موارد مختلف مثل هیجان، رفتار، شغل، تحصیل، تصمیم گیری و اخلاق وجود دارد.

استقلال و انواع آن

۱٫استقلال فردی اعتماد بنفس شما را افزایش می دهد. اعتماد بنفس مهارت شما را در برخورد با مسائلتان افزایش می دهد. فردی که به صورت شخصی مستقل است برای انجام هر کاری آمادگی دارد تا فردی که نیاز به حمایت و کمک دیگران دارد. چنین فردی از امتحان کارها و فعالیت های جدید نمی ترسد. تمایل به تکیه کردن به دیگران هم در این فرد کمرنگ است.

۲٫استقلال عاطفی به این معنی است که فرد احساسات و هیجانات خود را می شناسد و در چالش های هیجانی زندگی نیاز به دخالت دیگران ندارد، در صورت نیاز از دیگران راهنمایی و کمک می گیرد، اما در نهایت این خودش است  که تصمیم می گیرد و به سمت جلو حرکت می کند.

۳٫استقلال مالی به این معنی است که فرد در پرداخت هزینه های خود به دیگران وابستگی نداشته باشد، خود منابع مالی را مدیریت می کند، در این زمینه ها به اطرافیان پاسخگو نیست. درباره ی همه چیز به آسانی تصمیم گیری می کند، در واقع خود رییس و کارمند خود است.

محققان عقیده دارند تفاوت هایی بین افرادی که رفتار قاطعانه دارند با آن هایی که ندارند وجود دارد، افرادی که شخصیت منفعل دارند، خصوصیاتی دارند که افراد با شخصیت قاطع ندارند. فرد منفعل نسبت به حق و حقوق خود بی تفاوت است. اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی دارد. برای خود احترام قائل نمی شود و دائم خودش را کوچک تر از چیزی که هست در نظر می گیرد و نسبت به دیگران احساس گناه دائمی می کند. برعکس کسانی که رفتار قاطع دارند و به خوبی ابراز وجود می کنند، اعتماد به نفس بالایی دارند. به خودشان و دیگران احترام می گذارند و با خود صادق هستند. کنجکاوند، نسبت به دیگران توجه می کنند و به بازخوردی که نسبت به کارشان از دیگران می گیرند، دقت می کنند. همیشه انگیزه و اشتیاق انجام کارهای خوب را دارند. نسبت به بیان احساس و خواسته های خود احساس شرم نمی کنند و انتظارات غیرمنطقی دیگران را هم نمی پذیرند. باید توجه کرد که آدم هایی که توانایی ابراز وجود دارند خودخواه نیستند و به خواسته های دیگران هم توجه می کنند.

ابراز وجود

راه های افزایش استقلال رای

۱٫ابراز وجود کردن

توانایی مطرح کردن خواسته های خود را داشته باشید بدون اینکه حقوق دیگران را نادیده بگیرید. در واقع با این رفتار شخص حق خود را می گیرد بدون اینکه به دیگران و حقوقشان خدشه ای وارد شود لازم نیست انتطار نتیجه مثبت داشته باشد، بلکه کافی است فقط رفتارش بهینه باشد. چنین فردی می داند چه چیزی لازم دارد و بر اساس آن برنامه ریزی می کند، در واقع فردی است عمل گرا که از خود انتظارات واقع بینانه دارد. با دیگران تماس چشمی مستقیم برقرار می کند، وضعیت بدنی مطمئن و مقتدر و آهنگ صدای متناسب دارد، در انتخاب کلام اصل تنوع را رعایت می کند، از مسائل فرار نمی کند و در همان زمان لازم با آنها روبرو می شود. خود را به اندازه کافی بشناسید و بخش های مثبت و منفی خود را موشکافی کنید، مثلا ببینید در زمانی که افکار منفی دارید اعتماد بنفس تان در چه سطحی قرار دارد. وقتی اعتماد بنفس بالا باشد رفتارهای شجاعانه می کنید و به تبع آن در جمع با افکار و احساسات مثبت حاضر می شوید و دیگران را متوجه حضور خود می کنید.

۲٫به شکل منطقی با عقاید دیگران مخالفت کردن

اگر قرار است استقلال رای داشته باشید باید شیوه های مخالفت منطقی را یاد بگیرید و تمرین کنید. وقتی با نظر دیگران موافق نیستید با لبخند تظاهر به موافقت نکنید، به جای طفره رفتن و موضوع بحث را تغییر دادن فعالانه و با در نظر گرفتن احترام مخالفت خود را قاطعانه ابراز کنید. علت کاری را که برایتان نامفهوم است سوال کنید، قرار نیست کاری را بدون علت بپذیرید، در مورد احساسی که به شرایط دارید صحبت کرده و دیگران را به صورت کامل از علت رفتار خود آگاه کنید.

۳٫مهارت های ارتباطی را بکار بردن

برای استقلال رای داشتن لازم است روان، ساده و بدون حاشیه صحبت کنید. مهارت های کلامی لازم را فرابگیرید. در هر بحثی ابتدا به صورت کامل به صحبت های افراد گوش کنید تا ماهرانه بتوانید پاسخ مناسب هر فرد را تشخیص دهید. برای مثال از کلمات مورد علاقه هر فرد در صحبت خود بکار ببرید تا قطعیت کلامتان را در یک کلیت تلطیف شده با احساس خوشایند با اطرافیان مطرح کنید. قبل از هر چیزی به یاد داشته باشید که نباید زود قضاوت کنید. اگر با هیجان تصمیم بگیرید و صحبتی را ارائه کنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده یا متوجه اشتباهتان شوید، استقلال رای و قطعیت شما تحت الشعاع قرار می گیرد. اجازه صحبت کامل به دیگران بدهید و حتی آن ها را به توضیح بیشتر تشویق کنید و سپس اگر در متوجه شدید در شرایط اعلام نظر قطعی و استقلال رای هستید نظر خود را قاطعانه اعلام کنید.

۴٫مسئولیت کامل رفتار خود را پذیرفتن

در نهایت با پذیرش کامل مسئولیت رفتارتان، در کلام از ضمیر اول شخص مفرد یعنی من استفاده کنید، در عین اینکه به دیگران نشان می دهید کاملا به خود و فردیت خود احترام می گذارید، ذهن آن ها را نسبت به این موضوع که می توانند به شما و رفتار قاطعتان اعتماد کنند آماده می کنید و به عنوان فردی که در کمال ثبات شخصیت دارای قاطعیت در کلام و استقلال رای است نیز شناخته می شوید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *