0

تفکر سیستمی

بنی آدم اعضای یکدیگرند       که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار      دگر عضوها را نماند قرار

تو کر محنت دیگران بی غمی     نشاید که نامت نهند آدمی

چند بیت بالا دقیقا مفهومی از نحوه عملکرد تفکر سیستمی را نشان می دهد. اگر بخواهیم تفکر سیستمی را در غالب ساده ترین کلمات بیان کنیم، ابتدا باید تعریفی از کلمه سیستم داشته باشیم. یک سیستم عبارت است از مجموعه ای از عناصر و اجزا که با یک دیگر در ارتباط بوده و هدف مشخصی را دنبال می کنند؛ یا به عبارتی دیگر مجموعه اعضایی که در پی ماموریتی معلوم با یکدیگر در رابطه می باشند. از تعریف سیستم مشخص است که علاوه بر وجود دو یا تعداد بیشتری عضو، ارتباط بین آنها نیز مهم می باشد. وقتی قرار است که اعضا با یکدیگر در ارتباط باشند، پس قطعا بر یکدیگر تاثیرگذار نیز می باشند؛ چون این ارتباط در پی رسیدن به هدفی خاص است اگر نقصی در یک عضو وجود داشته باشد، دیگر اعضا از این تغییر متاثر می شوند و رسیدن به هدف با اختلال مواجه می شود. به طور مثال ساعت، اتومبیل، رایانه، تلفن همراه، بدن انسانها و دیگر جانداران و … همگی مثالهایی از یک سیستم می باشند که اختلال در یکی از اعضای آنها باعث اختلال در کل سیستم و رسیدن به هدف می شود.

تفکر سیستمی

اکنون نگاه خود را به سیستم کمی بازتر می کنیم، بدین صورت که اعضای یک خانواده، کارمندان یک شرکت، اعضای یک گروه کاری یا تحقیقی، اعضای یک تیم ورزشی یا هنری، دانش آموزان و کادر آموزشی یک آموزشگاه و … همانند یک سیستم عمل می کنند. هر کدام از این اعضا به نحوی با دیگری در ارتباط و عملکردش بر دیگران در رسیدن به هدف نهایی تاثیرگذار است. درواقع ارتباط متقابل و موثر بین اجزا نکته اصلی رسیدن به هدف است. مثالی را در نظر بگیرید که شما در یک بیمارستان مشغول به کار هستید، هر کدام از خدمه، کارمندان، پزشکان و حتی بیماران اگر در راستای هدف اصلی کار خود را انجام ندهند، قطعا اختلال بزرگی در بیمارستان بوجود می آید، در نظر بگیرید یک پزشک کار به جای ویزیت به موقع بیماران شروع به تمیز کردن اتاق کند! شاید تمیز کردن کار اشتباهی نباشد اما این کار در سیستم بیمارستان اختلال ایجاد می کند.

به همین ترتیب هر کس در هر گروهی که فعالیت می کند باید جدا از فعلی که انجام می دهد به اثر کار خود روی دیگر افراد سیستم و هدف اصلی سیستم توجه کند. تفکر سیستمی باعث می شود هر عضو از سیستم نگاهی جامع تر به رفتار و عملکرد و بازخورد آن داشته باشد و سیستم در مسیر رسیدن به هدف، با نارسایی کمتری روبرو شود. تفکر سیستمی در مدیریت گروه ها و ارگان های بزرگ بسیار با اهمیت می باشد اما در کوچکترین و بنیادی ترین مجامع مثل خانواده بسیار کاربردی می باشد.

تفکر سیستمی

در چند دهه اخیر، نگاه جوامع علمی هم به سمت تفکر سیستمی هدایت شده است. با نگاهی اجمالی متوجه وحدت بین تمام اجزا آفرینش می شویم. به طور فرض قلب یک انسان را در نظر بگیرید که خود یک سیستم است و اجزای آن در راستای یک هدف خاص با هم در ارتباط هستند، قلب و رگها و خون و … همگی سیستمی را تشکیل می دهند و این سیستم و سیستم عصبی و سیستم گوارشی و سیستم تنفسی و … هر کدام عضوی از بدن انسان هستند. هر فرد در یک خانواده یا گروه کاری عضوی از یک سیستم است که هرکدامشان جزیی از یک سیستم و یا نظام در کشور می باشند. هر کشور جزیی از یک قاره یا یک نظام مذهبی و … است و در کل همگی تکه از سیاره زمین و …. به همین ترتیب می بینیم تک تک ذرات ما به عنوان زیرمجموعه هایی از تمامی کاینات است که همگی در پی یک رسالت در حال حرکت هستند و اختلال در هر کدام بر دیگری بی تاثیر نمی باشد. اگر کمی علمی به این مساله نگاه کنیم نظریاتی مانند نظریه M و یا نظریه بال پروانه ای در فیزیک بر می خوریم که در پی کشف ارتباط و وحدت بین تمام اجزا کاینات و مخلوقات می باشند. نظریاتی که تا کنون موفقیت هایی را داشته اند و هنوز در پی گذراندن چاش هایی می باشند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *