0

سیستم مسیر عصبی

هر زمان که بخواهیم کاری را شروع کنیم بهتر است از علم و پیشینه ی مرتبط با آن مختصری بدانیم که نقشه راه را از قبل به صورت ذهنی بررسی کرده باشیم تا تغییرات لازم را اعمال کنیم و با هوشمندی بیشتری به استقبال مسائل برویم. بررسی رابطه ی فرایندهای روانی با کارکرد یا فیزیولوژی مغز هم از مهمترین مسائلی است که این روزها می تواند مسیر رشد را تسهیل کند، زیرا انسان را در جهت درست برای هر انتخابی هدایت می کند، به این شکل است که می توان ریشه ی اصلی برخی رفتارها و انتخاب ها را بررسی کرد. حتی می شود بعضی از آن ها را به ساختار مغز و هورمون ها مرتبط کرد و مسئولیت بقیه رفتار را به صورت کامل پذیرفت.

رشد عصبی

 

خب در شروع باید بدانیم که یادگیری هر مهارت جدیدی برای مغز سخت است، چون بخشی از مغز که مغز قدیم نامیده می شود، مصرف انرژی را با بقای خود در تضاد می بیند و یادگیری هر فعالیت جدید هم نیاز به تلاش و به تبع آن مصرف انرژی دارد.

در گذشته محققان تصور می کردند تمام سلول های عصبی در مراحل اولیه رشد ساخته می شوند و هیچ تغییر و تحولی در ساز و کار مغز بعد از آن رخ نمی دهد. اما بعدها وقتی به رشد سلول های عصبی جدید در مغز پرندگان که همزمان با رشد ساختارهای عصبی جدید که درست قبل از فصل جفت گیری اتفاق می افتاد و ناشی از افزایش تعداد سلول های عصبی بود پی بردند، اعلام کردند پدیدآیی عصبی به رشد اولیه محدود نمی شود و اینگونه افق های جدیدی به سوی تحول و تغییر باز کردند. حال باید ببینیم این مغز را که در بعضی شرایط از خود چنین انعطاف پذیری هایی هم نشان می دهد چگونه می توانیم به شکل بهینه ای در جهت رشدمان کنترل کنیم. در این مقاله با توضیح مختصری که درباره انتقال پیام عصبی که زیربنای تمام رفتارهای روزمره است، می خوانید موضوع تغییر، ایجاد و یا ترک رفتار برایتان روشن تر خواهد شد.

انتقال پیام عصبی

کار نورون ها انتقال پیام عصبی است که آن را تنها در یک جهت منتقل می کنند، پیام را از طریق دندریت ها دریافت کرده و از راه آکسون ها به سمت نورون بعدی یا تار عضلانی ماهیچه می فرستند. در مسیر انتقال، سه مرحله تحریک پذیری، هدایت و انتقال جریان عصبی به ترتیب اتفاق می افتند. در مرحله تحریک پذیری، پیام عصبی ماهیت بیوالکتریکی به نورون می دهد، زمان انتقال، نورون با تغییر بار الکتریکی تحریک شده و در طول تار عصبی آکسون هدایت می شود و نقطه به نقطه به جلو می رود و در انتهای آکسون به یک نورون دیگر یا یک تار عضلانی ماهیچه می رسد. ارتباط آکسون با نورون جدید یا ماهیچه، در محلی که سیناپس نام دارد انجام می شود.

68

مسیر عصبی جدید

عملکرد مغز انسان در یادگیری چگونه است؟

مغز انسان از صد میلیارد سلول مغزی یا نورن تشکیل شده است که به هم متصل یا با هم در ارتباط هستند و هر کدام از آن ها با ۱۰ هزار سلول دیگر در ارتباط هستند. هنگام فکر، احساس و رفتار پیام رسان ها اطلاعات مربوط به آن فکر، احساس یا رفتار را همراه با خود از سلولی به سلول دیگر می برند و سبب ایجاد ارتباطاتی در مغز می شوند، که همین ارتباطات سبب ایجاد و تقویت مسیر عصبی بین سلول ها می شود. بین هر دو سلول، یا نورون شکافی وجود دارد که هنگام یادگیری موضوعی جدید لازم است پیام رسان ها از این فاصله کوتاه بپرند. فاصله بین دو نورون مغزی بسیار کوتاه است، هر چند باید اشاره کرد که پیام رسانی که برای اولین بار از آن عبور می کند سخت ترین کار دنیا را در پیش دارد، بچه‌ چند ساله ای که می خواهد برای اولین بار کفش خود را بپوشد را در نظر بگیرید انجام آن بدون کمک دیگران برایش میسر نخواهد بود، این کار حتی با وجود همراهی دیگران در اولین کوشش برایش مشکل خواهد بود، اما اگر چند روزی آن را تمرین کند، هر بار که آن را تکرار می کند حرکت بعدی برایش ساده تر می شود. یادگیری هر مهارت جدید مسیرعصبی مربوط به آن فعالیت را شکل می هد و در صورتی که آن فعالیت مداوم انجام شود مسیر عصبی بادوام تری شکل می گیرد به شکلی که بعد از مدتی به صورت ناهشیار و بدون نیاز به تلاش و حتی گاهی بدون نیاز به توجه می توانیم آن را انجام دهیم.

مسیر عصبی قطور

اگر کار یا فعالیت جدیدی را انجام دهیم، نورون ها در مسیر جدیدی شروع به فعالیت می کنند و در واقع مسیر جدیدی باز میکنند و با تکرار آن فعالیت، قطور تر میشوند تا اینکه به استاندارد لازم برای تبدیل شدن به عادت برسند. بر عکس آن هم به این صورت است که اگر بخواهیم عادتی را ترک کنیم بعد از مدتی نورونهای عصبی آن عادت کم رنگ می شوند و اگر به انجام ندادن آن عادت ادامه دهید، نورونهای عصبی آن بخش ضعیف می شوند ولی باید توجه داشته باشید که هرگز از بین نمی روند.

چرجه ایجاد رفتار

چرخه ی ایجاد رفتار یا چگونگی تشکیل یک رفتار

چه اتفاقی می افتد که می‌توانیم یک رفتار را از خود بروز بدهیم یا فعالیت مشخصی را انجام دهیم؟ چه فعل و انفعالاتی در مغز ما رخ می‌دهد تا فعالیتی مثل نوشتن یا رانندگی کردن را در صورت اراده کردن، بتوانیم انجام دهیم؟ در حالی که هیچ کدام هنگام تولد توانایی انجام این مهارت‌ها را نداشتیم. راز همه این اتفاق‌ها پشت مسیر عصبی یا چرخه ی تشکیل رفتار است.

تجربه، فکر، احساس و رفتار مسیری است که برای ایجاد یک رفتار ثابت طی می کنیم. تصورکنید اگر عادتها نبودند چه اتفاقی می افتاد؟ مثلا هر روز برای رانندگی کردن مجبور بودیم همان انرژی، زمان و دقتی که هنگام امتحان گواهینامه صرف کردیم دوباره شروع کنیم و هر روز این کار تکرار شود. درصورتی که الان راحت و به طور خودکار همزمان آینه بغل را چک می کنید، راهنما می زنید، دنده عوض کرده و فرمان را به سمتی که می خواهید می چرخانید. حتی در موقعیت های خطرناک دچار استرس نمی شوید و به جای ترمز، پدال گاز را فشار نمی دهید. اکنون چه چیزهایی سبب می شود عادت ها درست شوند؟ اصلا چرا عادت ها به وجود می آیند؟ مغز برای صرفه جویی در انرژی عادت ها را در خود شکل می دهد تا مجبور نباشد برای انجام هر کار تکراری و یادگیری انرژی صرف کند و تمام حواسش را در حالت آماده باش نگه می دارد. اما تکلیف عادت های غلط چه می شود؟ چرا هر کاری می کنیم موفق به تغییر آنها نمی شویم؟ چرا ناخواسته تکرار می شوند؟ تغییر عادت سخت، اما امکان پذیر است چون ما با روش های اصلاح عادت های بد آشنا نیستیم دائما آنها را تکرار می کنیم یعنی روز از نو روزی از نو. در این شرایط دچار استرس و از دست خودمان ناراضی می شویم و دست از تلاش بر می داریم. چگونه این عادت ها به صورت قوی و محکم در مغز قرار می گیرند؟ چه اتفاقی در مغز می افتد که عادت ها در آنها ذخیره می شوند؟ با ما همراه باشید تا ببینیم چه چیزی در مغز اتفاق می افتد.

 مغز و سیستم یادگیری یکی از پیچیده ترین و منظم ترین سیستم های موجود در بدن است.

در هنگام یادگیری، دو سیستم مختلف مغز با هم همکاری می‌کنند. اولین روش یادگیری تقویتی است که به نوعی یک فرایند است که فرد با پردازش پاداش و تنبیه در سطح عصبی به مرور یاد می‌گیرد چه کاری را انتخاب کند که پاداش بگیرد و چگونه از تنبیه دوری کند. حتی در نوزادی و کودکی هم پاسخ لبخندی که کودک از والدین دریافت می کند، موجب شکل گیری و ادامه رفتارش می شود.

دومین روش با استفاده از حافظه کاری و حفظ فعالیت‌های تکراری و نتایج آنها است تا عملکرد را در سرعت و انعطاف پذیری گسترش دهد و بهبود بخشد. این روش همان روش عادت هاست تا انرژی مغز حفظ شود. دانشمندان عقیده دارند این دو سیستم با هم کار می کنند نه به صورت جدا از هم و مستقل.

نظریه سیناپسی یادگیری

در نظریه دیگری هم به اسم نظریه سیناپسی، ارتباط بین نورون ها یا سلولهای عصبی در حالت طبیعی خاموش و بدون مصرف است. دندریت ها، فضاهای بین‌سیناپسی و مانند آن در حال سکون هستند و از عبور اطلاعات از سلولی به سلول دیگر جلوگیری میکند.

هر تحریک به محض رخ دادن سبب دگرگون شدن در این حالت می‌گردد و البته اگر دوباره سیناپس تحریک شده مدتی بحال خود رها شود، این شرایط به قبل برخواهد گشت.

بطور کلی این نظریه چنین عنوان می‌ کند که عبور جریان  از عصب، تکانه عصبی ایجاد می‌کند. آنزیم درون نورون را فعال می کند. پس از آن تغییراتی در به وجود آمدن پروتئین سلول پدید می‌آید و نهایتا الگوهای هندسی خاصی در نورونها، پایدار می‌شود. که به هدایت جریان در طول نورون می انجامد.

نتیجه ای که از خواندن این مطالب بدست می آید نشان می دهد، تغییر رفتار آنچنان که به نظر می رسد هم سخت نیست و با تلاش قابل دسترسی است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *