0

قدرت افکار

 قدرت افکار 

انسان ماشین اثبات باور و افکار خویش است.

 

 چرا در زندگی بیشتر از سقف باورهایتان به شما داده نمی شود؟

برای دستاوردهای بیشتر باید باورهارا تغییر داد.

 

مقدمه

افکار ما دارای قدرتی فوق العاده اند . هرگونه که فکر کنیم و فکر خود را باور کنیم عملکردمان طبق همان می شود و  طبق  همان عملکرد هم نتیجه میگیریم.

افرادی که می گویند میخواهند زندگی شان را تغییر دهند اما همچنان نتایج گذشته را بدست می آورند.

افرادی که می گویند میخواهند پولدار شوند ولی فقیر هستند.

افرادی که می گویند می خواهند رژیم بگیرند اما همچنان چاق هستند.

افرادی بخاطرهمسر بد طلاق می گیرند اما همسر بعدی هم دقیقا مثل قبلی می شود.

آنچه در این مثال ها دریافت می شود این است که آنچه فکر می کنید فقط مهم نیست بلکه باور آن فکر وعمل و نتایجی که می گیرید مهم است.

البته تغییر باورها در قدم اول با تغییر افکار شروع می شود.

هنری فورد می گوید :” اگر فکر می کنید می توانید پس می توانید و اگر فکر  می کنید نمی توانید پس نمی توانید.”

این باور شماست که از شما انسانی قوی وتوانا و یا انسانی ضعیف و ناتوان می سازد.

 

افکار وباورها چیست و چگونه بوجود می آید؟؟

از لحظه ای که انسان به دنیا می آید شروع به یاد گرفتن می کند. مثلا راه رفتن ، حرف زدن ، و ……را یاد میگیرد. کودک انسان یاد می گیرد که بترسد ، شجاع باشد ، قوی یا ضعیف باشد ، بنویسد و بخواند.و….اینها بخشی از یاد گیری هایی هستن که انسان دارد. انسان در کودکی شجاع است  و هرکاری را بدون ترس انجام می دهد.

او دوست دارد هرچیزی را آزمایش یا تجربه کند. کارهایی را انجام می دهد که از نظر بقیه خطرناک است و او این را نمی داند که احتمال دارد صدمه ببیند. پدرو مادرش او را از این کار  خطرناک منعش می کنند . آنها او را دائما از انجام هر کاری منع می کنند  ، می ترسانند و می گویند اگر این کار را انجام ندهد بهتر است . اینگونه است که ذهن کودک انسان را از باورها محدود کننده و مخرب پر می کنند.

او کم کم یاد میگیرد که هر کاری را به راحتی تجربه نکند . پدر و مادر باورهای خود را به او یاد می دهند . پس به این نتیجه می رسیم که باور های خانواده در ساخته شدن باورهای کودک اثر بسیار قدرتمند و بالایی دارد .

پس اگر کودک در خانواده ای با باورهای مثبت زیاد رشد کند اوهم این باورهای مثبت را الگو برداری کرده و باورهای مثبتی را در وجودش می سازد و برعکس اگر پدر ومادرش باورهای محدود کننده داشته باشند باعث بوجود آمدن باورهای محدود کننده در کودک می شود..

دومین مکان شکل گیری باورهای انسان مدرسه و محل تحصیل کودک است. آموزه های علم ومربی ها در اینکه چه چیزی خوب و چه چیزی بد است. مثلا دانش آموزی در مدرسه تحصیل می کند اگر روزی نتواند به سوالات معلمش جواب دهد و معلمش به او بگوید بی سواد ودیرفهم هستی اگر او به راستی خنگ نباشد و معلمش باوری در او می سازد که به خنگ بودنش مهر تایید می زند.

این باور منجر به ناتوان بودن وضعیف بودن در زندگی آینده می شود. به همین دلیل به پدر ومادر و معلمان  تاکید می شود که از به کار بردن جملات تضعیف کننده و دوری کننده و در عوض از جملات انگیزشی و انرژی بخش برای تشویق کودک خود استفاده کنند تا باور های انرژی بخش در  ذهن او شکل بگیرند و بطور کلی در طول زندگی موارد بسیاری در باور افراد نقش دارند.

گاهی اوقات هم باورهای انسان از تجربیات ناموفق گذشته شکل می گیرد .اگر در مورد موضوعی یا سخنرانی هستید که عملکرد ضعیفی داشتید کم کم به این باور می رسید که سخنران ضعیفی هستید ، این باور به شما اجازه نخواهد داد که عملکرد خوبی داشته باشید یا از همه ی توان خود استفاده کنید.

حالا اگر برعکس آن اتفاق بیفتد به این باور خواهید رسید که سخنران خوبی هستید و باعث افزایش اعتماد به نفس شما می شود.

باورها به صورت ناخودآگاه ساخته می شوند و در توانمند یا محدودکردن باورها نقش قدرتمند دارند.

 

” باور قوی بودن شما را قوی و باور ضعیف بودن شمارا ضعیف می کند. “

 

انواع باورها :

۱٫ باورهای نیروبخش و سازنده :

باورهایی که موجب ایجاد انرژی و انگیزه شود و در کارهایش موفق شود . این باورها در بیشتر اوقات باعث می شود که انسان بتواند علی رغم توانایی انجام کار آن کار را باقدرت انجام دهد . گاهی اوقات آنقدر نیرو بخش است که می توانند به انسان انرژی و نیرو دهد که انسان کاری را انجام دهد که در شرایط عادی بسیار مشکل به نظر می رسد. باعث درخشش در هرکار و موفقیت می شود.

اگر انسان به توانایی خود باور داشته باشد می تواند انرژی و مهارت لازم را برای انجام آن کار فراهم کند.

 

۲٫ باورهای محدود کننده و بازدارنده :

نقطه ی مقابل باورهای سازنده باورهای مخرب و بازدارنده هستند که مانع بزرگی را در ذهن ایجاد می کنند و در خیلی از مواقع اجازه ی شروع کردن را حتی نمی دهند حتی اگر توانایی آن کار را داشته باشد. انسانی با این باور حتی اگر کاری را شروع کند نمی تواند آن کار را انجام دهد.

۱٫۲ باور ناشی از نا امیدی :

گاهی انسان به انجام کاری امید ندارد . به این باور رسیده که انجام آن امکان پذیر نیست و فکر می کند که آن کار از طرف هیچکس قابل انجام نیست . این باور فقط در صورتی از بین می رود که شخص دیگری آن کار را انجام دهد در این صورت باوری که شخص از آن کار در ذهن دارد از بین خواهد رفت.

 

۲٫۲ : باور ناشی از ناتوانی :

او می داند که کار مورد نظر را افراد توانمند دیگر می توانند انجام دهند اما اوناتوان  تر از آن است که بتواند آن کار را انجام دهد. او خود را قبول ندارد و فقط می گوید و باور دارد که بقیه می توانند آن کار را انجام دهند و او نمی تواند و از عهده ی آن کار بر نمی آید. این نوع باورها را می توان با آموزش و افزایش توانمندی و مهارت شخصی از بین برد..

 

۳٫۲ : باور ناشی از بی ارزشی :

این باور یعنی یک فرد مانع ذهنی دارد که اجازه ی انجام کار را به او نمی دهد. براساس این باورانسان خود را بی ارزش تر از آن می بیند که آن کار را انجام دهد. او باور کرده است که افراد دیگری لیاقت انجام آن کار را دارند و فقط خودش را بی ارزش می داند. این باور به بی ارزشی از انجام شدن کار جلوگیری می کند . برای از بین بردن این باور فقط باید فرد به این نتیجه برسد که هر انسانی منحصر به فرد و ارزشمند است و لیاقت هر چیزی که بخواهد را دارد.

 

 

چگونه میتوان افکار و باورهای بازدارنده و محدود کننده را تغییر داد ؟

برای تغییر دادن باورهای مخرب وبازدارنده باید بدانید باور چیست و باورهای مخرب را بشناسید و در نهایت آنها را تغییر دهید. اگر کسی بتواند فقط یک بار کاری را که باور ندارد انجام دهد با موفقیت انجام دهد. مانعی را که درذهن خود ساخته خراب میکند و برای بارهای بعدی آن کار را به راحتی انجام می دهد. در این شرایط باورهای محدودکننده ی او تغییر کرده است.

پس می توان به این نتیجه رسید که می توان باورهای مخرب را تغییر داده وباورهای نیرو بخش را در ذهن جایگزین آن ها کرد.

دانش ان ال پی تکنیک مناسبی برای تغییر باورها در اختیار انسان ها می گذارد می توان با استفاده از این الگو باورهای بازدارنده را تغییر داد و باورهای نیروبخش را در ذهن تقویت کرد.

سرگذشت افراد موفق را بررسی کنید .بزرگترین دلیل موفقیت آنها باور به موفقیت شان بوده حتی اگر چندین بار با موانع روبرو شده باشند بازهم نا امید نشده بودند.

 

یک قانون مهم :

بچه که بودم روزی یکی از معلم ها از من پرسید : می خواهی چکاره شوی ؟ گفتم : فوتبالیست .

معلم گفت : تو نمی توانی فوتبالیست شوی ، از هر ۳۰۰ کودک فقط یک نفر می تواند فوتبالیست شود. گفتم : من میخواهم آن یک نفر باشم. آن روز معلم و همه ی همکلاسی هایم با صدای بلند خندیدند ولی حالا من بهترین فوتبالیست جهانم . این جملات خاطرات دوران کودکی کریستیانو رونالدو فوتبالیست معروف پرتقالی است که این روزها یکی از بهترین بازیکنان فوتبال جهان است که کمتر کسی است نام او را نشنیده باشد .

موفقیت رونالدو و خیلی از افراد معروف دیگر ناشی از باوری است که در ذهن خود ساخته بودند . بدون شک عوامل مهم دیگری هم در رسیدن به اهداف موثرند.

 

 اما یک قانون مهم در زندگی وجود دارد که می گوید :

” هرچیز در جهان بیرون اتفاق می افتد قبل از آن باید در ذهن انسان اتفاق افتاده باشد “

 

چند مورد از باورهای بازدارنده :Negative 1138x493 1

  • دیگه سنی از من گذشته و درست نیست فلان کار را انجام دهم.
  • همیشه وقت کم میارم.
  • من ظاهر خوبی ندارم.
  • در هر کاری که شروع میکنم شکست می خورم.
  • من دانش کافی برای انجام این کار را ندارم.
  • من آدم بد شانس و بدبختی هستم.
  • از تغییر کردن می ترسم.
  • در کشور وشهر من نمیشود موفق شد.

 

چند مورد باور سازنده :

درمقابل باورهای مخرب باورهای سازنده هستند که می توانند زندگی را دلنشین کنند باید باورهای سازنده را جایگزین باورهای مخرب کرد.  و باتکرار و تمرین هر روز به موفقیت رسید. هر قدر ما بتوانیم باور های سازنده را در ذهن تقویت کنیم به مرور از قدرت باورهای اشتباه کم می شود و مغز به رشد و پیشرفت عادت می کند.

چند مثال از باورهای مثبت و سازنده :

  • من بسیار پر انرژی هستم.
  • خداوند نعمتهای بسیاری به من عطا کرده است.
  • هرکاری که اراده کنم در جهت پیشرفت می توانم به آن برسم.
  • با برنامه ریزی دقیق به همه کارهایم می رسم.
  • من انسان ارزشمندی هستم.
  • دوستان و اطرافیان خوبی دارم.
  • توانایی و مهارت های بسیاری دارم.
  • هر تهدید یک فرصت است.
  • هر شکست درس های ارزشمندی برای من دارد.
  • من با تلاش زیاد می توانم با خوش شانسی روبرو شوم و به خواسته هایم برسم.
  • فرصت های زیادی در جامعه و شهر و کشور من برای موفقیت وجود دارد.
  • هر روز این باور ها را تکرار کنید و آنها را جایگزین باورهای منفی کنید . با همین تمرین ها به زودی شما تبدیل به انسا دیگری خواهید شد.

 

۳ راه برای تقویت قدرت باور مثبت و سازنده :

۱٫فقط به موفقیت فکر کنید :

همیشه بگویید من برنده می شوم . هنگام رقابت بگویید من از بهترین ها هستم . فکر کردن به موفقیت ذهن را عادت می دهد تا برنامه هایی را طراحی کنیم که منجر به موفقیت شود.

 

۲٫ مرتبا به خود یادآوری کنید که شما از آنچه که فکر می کنید بهتر هستید.

افراد موفق با بقیه انسانها فرق ندارد و از کره ی دیگری نیامده اند. نبوغ فوق العاده ندارند و اسرار آمیز نیستند. آنها عادی هستند که فقط باور داشتند که می توانند موفق شوند و خود را پرورش دادند و هرگز خود را به بهای اندک نفروختند.

 

۳٫باورهای بزرگی داشته باشید :

با اهداف کوچک انتظار دستاوردهای بزرگ نداشته باشید . به اهداف بزرگ فکر کنید تا به نتایج بزرگ برسید.

ودرآخر برای تقویت باورهای مثبت و تغییر افکار و باور های منفی نیاز به زمان و تکرار وتمرین و امید دارید. هیچ باوری یک شبه تغییر نمی کند پس ناامید نشوید وتلاش کنید.

 

چکیده :

همه ی ما افکاری داریم که باورهایمان را می سازند و موجب عمل ورفتار ما میشود که طب آن نتیجه می گیریم. باور مثبت منجر به عملکرد مثبت می شود و باور منفی باعث عملکرد منفی میشود وبرای ما مضر است. در این مقاله به تعریف باور و انواع باورها مثل باور سازنده ، باور مخرب و محدود کننده و باورهای ناشی از نا امیدی ، ناتوانی ، بی ارزشی و….پرداخته شده است. افکار وباورها از طریق تجربیات ما ، خانواده ، مدرسه ، جامعه و رسانه ها و….بوجود می آید . و این چنین برداشت شد که ما می توانیم با تکرار و تمرین باورهای مثبت وسازنده را جایگزین افکار و باور منفی کرد..

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *