0

نظریه M

نظریه M نظریه ای شبیه به نظریه ریسمان است و درواقع تمام نظریات مطرح در ریسمانها را متحد می کند. نام M از کلمه Membrane به معنای غشا یا پوسته گرفته شده ولی می تواند به کلمات Mystery به معنای رمز و راز و یا کلمه Magic به معنای سحر و جادو و یا حتی کلمه Mother به معنای مادر باشد. تفاوت این نظریه و نظریه ریسمان ها در پیچیدگی های این نظریه می باشد. در نظریه ریسمانها سعی بر این بود تا نشان دهد که ماهیت تمام ذرات بنیادی یک چیز است و آن هم یک ریسمان تک بعدی از جنس انرژی. در نظریه M می بینیم که اصل و ذات هر چیزی در عالم یک چیز است و آن هم از جنس انرژی است. در واقع در این نظریه سعس بر این است که نشان دهد ماهیت نیروهای بنیادی نیز یک نیروی واحد است. نیرویی که عامل اصلی موجودیت کائنات می باشد. در اینجا نیز وجود ابعاد بالا ضروری است. ۱۰ بعد مکانی و ۱ بعد زمانی.

نظریه ام

اگر بخواهیم تمام نیروهای طبیعت را بررسی کنیم در نهایت به ۴ نیروی بنیادی می رسیم. اولین نیرو، نیروی هسته ای قوی می باشد که عامل اصلی نگه داشتن ذرات ذرون هسته اتم می باشد. بدون حضور این نیرو هیچ پایداری در ماده وجود ندارد و وجود عناصر پایدار و متفاوت به علت وجود این نیرو می باشد. نور زیبا و خیزه کننده ستارگان حاصل وجود این نیرو است و اگر نیروی هسته ای قوی از خلقت حذف شود نه نوری خواهیم دید و نه موجودیتی. دومین نیرو هسته ای ضعیف می باشد که عامل اصلی واپاشی ذرات پرتوزا می باشد. انرژی هسته ای از این نیرو بدست می آید و پزشکی هسته ای در بیمارستانها به شدت متکی بر این نیرو می باشد. سومین نیرو، نیروی الکترومغناطیس می باشد. نیرویی آشنا که باعث روشنایی شهرها، وجود تلویزیون، لیزر و اینترنت می باشد. اگر استفاده از نیروی الکترومغناطیس را از دایره تکنولوژی بیرون ببریم، تمدن ما انسانها به ۲ یا ۳ قرن پیش برمی گردد. سرانجام چهارمین نیرو را معرفی می کنیم به نام نیروی گرانش، نیروی که باعث ثبات اجرام و اجسام می شود. نیرویی که اگر نباشد شاید ذرات و اتمها پایدار باشند اما جسمی شکل نمی گیرد، نه خورشید و نه زمین و نه هیچ جرم دیگری وجود خواهد داشت.

نظریه ام

نظریه M تلاش کرد تا تمام این نیروها را در ک نیرو متحد کند. برای سه میروی اول موفق شد و کرمودینامیک کوانتومی به وجود آمد اما ساختار نیروی گرانش با هیچکدام سازگار نشد. در این میان انشتین توانسته بود تا نشان دهد چیزی که ما به عنوان نیروی گرانش و جاذبه احساس می کنیم چیزی جز انحنا و خمش فضازمان نیست. توپ بولینگی را تصور کنید که بر روی یک تخت خواب قرار  دارد  باعث فرورفتگی در تشک شده است. اکنون اگر یک گلوله شیشه ای را بر روی تشک بغلتانیم می بینیم که گلوله شیشه ای در مسیری منحنی به دور توپ بولینگ حرکت می کند. در این حال اگر فرض کنیم که فرورفتگی و انحنا تشک را نمی دیدیم آنگاه گویی نیرویی اسرارآمیز گلوله شیشه ای را به سمت توپ بولینگ می کشاند. و اینگونه نسبیت عام انشتین ثابت کرد که چیزی که ما از ان به عنوان نیروی گرانش یاد می کنیم، همان ساختار فضازمان و ماهیت فضازمان است. به همین دلیل فیزیکدانان نظریه M را پیشنهاد داده اند تا بلکه بتوانند نظریه کوانتوم و گرانش را در غالب یک نظریه واحد ارائه دهند.

یکی از پیامدهای این نظریه وجود جهان های موازی می باشد!

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *