0

پاکسازی ذهن از افکار منفی

جامعه پر شده است از افرادی که به خودشان باخته اند. آدم هایی که تا حد بسیار بالایی شخصیت و الگوی رفتاری شان با افکار منفی شکل گرفته، آن ها درباره خودشان، خانواده شان و آینده شان حرف های منفی می زنند. مثل این که هرگز موفق نخواهم شد.این بیماری مرا از پا خواهد انداخت.  امکان ندارد بتوانم چنین پولی فراهم کنم. این کار نشدنی است. اوضاع کار و اقتصاد  آن قدر خراب است که گمان نمی کنم کاری پیدا کنم .این افراد نمی فهمند که دارند آینده شان را با افکار خود رقم  می زنند . این چیزها خود به خود وارد ذهن آن ها نمی شود، انسان ها در طول زمان با باور های غلطی که دارند دچار اشتباهاتی می شوند که باعث نگرانی آنها در زمان حال می شود.  از آن جایی که مغزانسان به طور طبیعی برای تفکر بیش از اندازه برنامه ریزی شده است لذا به محض وقوع یک رخداد فورا” سیل افکارمنفی که گاها” هیچ ربطی به موضوع هم ندارد به ذهن سرازیر می شود و شروع به تجزیه و تحلیل آن حادثه یارخدادمی کند بررسی بیش از حد تجارب باعث افکاری در ذهن می شوند که بسیاری از آن ها حتی وجود خارجی ندارند و فقط فضای زیادی ازذهن را اشغال می کنند.  به این دلیل  است که اکثر مردم از زندگی شان لذت نمی برند،

        پاکسازی ذهن از افکار منفی

انسانی که دچار افکار منفی است هیچ گاه با مشکلاتش برخورد معقولی ندارد و ناخودآگاه ، نیرو و قدرتش را هدرمی دهد در مقابل احساسات خود مقاومتی ندارد، ضمیر ناخودآگاه هم دراین گونه مواقع مرتب خاطرات تلخ گذشته را مرور می کند و نمی تواند بر مشکلات روحی خود غلبه کند و این گونه تفکر بیش از حد ، با گذشت زمان، در درونش تأثیر خواهند گذاشت و باعث بروز مشکلات اساسی، در اعمال  و رفتار و ختی جسم وی می شود.

عوارض افکارمنفی کاملا” در جسم و رفتار ما قابل مشاهده است، علت آن هم تغییرات شیمیایی است که در اثر این افکار در بدن پدید می آید و باعث یک سری درد و ناراحتی، استرس و افسردگی می شود.

حال اگر افکار منفی را یک بیماری ذهنی بدانیم و به عنوان یک مزاحم به آن بنگریم آن گاه از دید  درمانی و حل مشکل با آن برخورد می کنیم و به جای این که بخواهیم این افکاررا از بین ببریم و در مقابل آن ها جبهه گیری کنیم و با این کار آن ها را قدرتمندتر کنیم ،باید دست از انکار آن ها برداشته و بگذاریم تا  آنها در بدن و ذهن ما جریان پیداکنند و از آن عبور کنند و درحقیقت آنها را بخشی از وجود خودمان بدانیم، درعین حال که اجازه توقف به آنها نمی دهیم. ما با درک این گونه افکار می توانیم آن ها را ریشه یابی کرده و از تکرارشان جلوگیری کنیم.

     باید بپذیریم که افکارمنفی بخشی ازعملکردذهنی ماهستندولی با تمام این توصیفات هیچ تسلطی برماندارند.  

 

          راهکارهای پاک سازی افکار منفی از ذهن

راهکارهای پاک سازی افکارمنفی ازذهن

باید  نکات کلیدی مشکل را بررسی کنیم

افکار منفی را به عنوان یک مشکل بپذیریم. زیرا این افکار دائما” ما رادر دام افسردگی و منفی گرایی گرفتار می کنند و برای پذیرش اینکه ما دچار این معضل هستیم می توانیم از اطرافیان صادق خود کمک بگیریم چون تایید آن ها می تواند کمک بسیار خوبی برای ما باشد.

دیگراینکه دربرخورد با افکار و احساسات دردناک، درآنها غرق نشویم و بدون اینکه تلاشی برای کنترل رابطه مان با این افکار داشته باشیم ،سعی کنیم این تجربه نا خوشایند را تغییر دهیم و مشخص کنیم که چه چیزی برای مان ارزش دارد و  معنی داراست و مهم ترآن که بدانیم هدفمان از این کار غنی و ارزشمند زیستن است،نه به عقب برگشتن و تکرار تجربیات تلخ بیهوده، وقتی ما به این نوع  افکار اجازه  ورود به ذهن مان را می دهیم، جای افکار خوبی که باید در ذهن ما باشند را می گیریم.

برای دور ماندن از افکار منفی ، درلحظه زندگی کردن راه حل مناسبی است که باعث تماس کمتر ما با گذشته و آینده می شود،چرا که این دو باعث می شوند که ما یا مرتب خاطرات بد و رنج آور گذشته را نشخوار کنیم و یا دائما” درخیال پردازی باشیم که همه این ها ما را ازلحظه حال که مهمترین و حیاتی ترین و سرنوشت سازترین نقطه  زندگی است،غافل می سازد.

زمان حال تنها واقعیت زندگی ماست چون گذشته ، گذشته است ودربهترین حالت،هذیانی بیش نیست و آینده هم درخوش بینانه ترین حالت یک آرزوی خیال پردازانه است. مهم این است که در هر لحظه بتوانیم آنچه که هستیم را برای آن چه می توانیم باشیم ، قربانی کنیم.

    زمان حال تنها واقعیت زندگی ماست

 ما باید خود را متعهد کنیم

اولین عهد ما با خود این است که که اعمالی را انجام دهیم که شرایط زندگی ما را بهبود بخشد یعنی اینکه از توان بالقوه خودمان برای ساختن یک زندگی ارزشمند و زیبا استفاده کنیم.

تعهد دیگر ما این است که خود را از چنگ دنیای بیرون برهانیم ، یعنی توجه به درون خود کنیم به دنیایی که در آن محدودیت ،خواستن ، نیاز، انتظار، توقع  و کمبود در آن وجود ندارد. هر وقت انسان، به دنیای بیرون خود تمرکز می کند مثل ماهیگیری عمل می کند که قلاب خود را برای گرفتن ماهی داخل آب می اندازد یعنی می خواهددر دنیای بیرون به کسی یا چیزی چنگ بیاندازد و به این طریق انرژی خود را به خارج از بدن خود معطوف می کند و آرامش و متانت و قدرت خود را از دست می دهد در حالی که با اتصال به دنیای بیرون و هدر دادن انرژی درون ، وضعیت کنونی فرد هیچ گاه تغییر نخواهد کرد.چون تغییرات همیشه از درون انسان شروع می شود . به عنوان مثال یکی ازچیزهایی که انسان مرتبا” قلاب خود را برای گرفتن آن به دنیای بیرون می اندازد ، گرفتن حق و رسیدن به اهداف نفسانی است که غالبا” با مرور افکار و مکالمات گذشته ی مملو از درد و ناراحتی همراه است . بایددرک کنیم این کار از دست دادن وقت و انرژی است و دنیای بیرون خارج ازکنترل ماست. فهم این موضوع و بازگشت به درون باعث می شود که زندگی را جوری درک کنیم و برای همیشه دگرگون شویم.

با خود عهد ببندیم که با آن خودی که تا به حال می شناختیم، خداحافظی کرده و به خود واقعی و درونی خود برگردیم. دنیا را اگر از دریچه ی چشم مادی و بعد عقلانیت بنگریم مسلما”، محدودیت را به خود هدیه کرده ایم و از تجربه لذت حس انرژی منبع یعنی خدا وخود واقعی محروم شده ایم. وقتی از عقلانیت دور شده و بسیاری از باورهای کهنه خود را، “هرچندمنطقی وتوجیه پذیر”،امادست و پاگیر را کنار بزنیم ،  رها می شویم و درآرامش افق های روشن تری را می بینیم و درهای خرد الهی و آشتی با خود واقعی را به روی خود باز می کنیم.

شاید این کار ابتدا برای مان سخت باشد چون برای اینکه دنیای بزرگ داشته باشی باید قلبی بزرگ داشته باشی.و در این رابطه مسلما” در گیر تضاد ها و  تناقض هایی می شویم مانند این که اگر من از باورهایم دست بردارم، آیا اطرافیانم مرا خواهند پذیرفت ؟و یا اینکه هرچیزی بر وفق مرادمن خواهد بود؟ و آیا ممکن است به زندگی بهتری دست پیداکنم؟  این تضادها  درفرآیند رها کردن خودی که می شناسیم، وجود  دارد ولی با تمام این ها اگر درست عمل کنیم به قدرتی از ایمان می رسیم که هرروزمشتاق تر از قبل برای درک بیشتر خود واقعی گام برمی داریم.

   باید یک سری از تغییرات را قبول کرده و بپذیریم

 باید یک سری از تغییرات را قبول کرده و بپذیریم

در این مرحله باید بپذیریم که افکار ما واقعیت زندگی ما را می سازد و هرچه این افکار انرژی مثبت تری داشته باشند، نتایج بهتری درزندگی عاید ما خواهد شد.

ما اگر در این راه سعی کنیم کمتر صحبت کنیم تا راحت به گذشته سوق داده نشویم و وارد جزئیات و تجزیه و تحلیل وقایع نگردیم، یعنی قبول کرده ایم که می خواهیم تغییر کنیم .

ما باید نگرانی ها را از خود دور کنیم،زیرا نگران بودن ، یعنی احساس رنجش و ناراحتی برای اتفاقی که هنوز نیافتاده است. افکار  نگران کننده در ذهن ماندگار شده ، آرامش و شادی را می گیرند وبه مرور ما را از پای در می آورند. و ما را به سمت یک فرو پاشی عصبی سوق می دهند. انسانی که می پذیرد تغییرکند، آگاهانه و منطقی به مسائل نگاه می کند و خود را به دست کائنات می سپارد و هرآنچه را هست می پذیرد و می گذارد که بگذرد و با این تسلیم شدن آزادی و آرامش را به خود و اطرافیانش ارزانی می دارد و می پذیرد که همه چیز در زمان و مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد.

ما باید بپذیریم که می توانیم با پرداختن به فعالیت های مفید و سودمند و پرکردن وقت خود با فعالیت ها و کارهای مورد علاقه ،چون ورزش،و گذراندن اوقات فراغت خود با دوستان خوب و آ گاه، و دوری از آدم های منفی ،که همیشه برای هر راه حلی مشکلی دارند،بر افکار خود مسلط شده و افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنیم.

ما می توانیم با استفاده ازتکنیک های مراقبه و مدیتیشن و سکوت ذهنی که یکی ازموثرترین راه های رهایی ازا فکار منفی است و زمان زیادی از ما نمی گیرد ،شاید ده الی پانزده دقیقه درروز،ذهن خود را به طور کامل آزاد و رها سازیم تا فرصت پیداکند به خود واقعی بانشاط و شاداب ، دسترسی پیداکند.

توجه داشته باشید که افکار منفی یکبار حال ما را گرفته اند، پس اجازه ندهیم با نگه داشتن اثرات منفی و مرور آن در ذهن مان، دوباره یا چند باره حال ما را بگیرند.  

           برخورد صحیح  و اراده قوی با افکار منفی

نتیجه گیری

وقتی ما افکار منفی اجازه ورود به ذهن مان را می دهیم، جای افکار خوبی که باید در ذهن ما باشند را می گیریم. شاید با وجود این افکار  ما الان در برهه سختی از زندگی مان قرار گرفته باشیم،  اما اگر با برخورد صحیح  و اراده قوی ،آن ها را کم کم نادیده بگیریم، عوارض از بین رفته و شادی و نشاط و راحتی را احساس خواهیم کرد . و خواهیم دید که چگونه زندگی مان وارد مرحله ای کاملا” جدید ، خوشایند  و دلپذیری می شود.

از آن جا که  انرژی افکار و احساسات خالق زندگی ماست ، پس باید برای داشتن زندگی شاد و آرام تا می توانیم افکار مثبت داشته باشیم و برای پاک سازی ذهن از افکار منفی کافی است تفکر بیش از حد را کنترل کرده و به جای آن  تمرکز و مراقبه ،و زندگی کردن در زمان حال و لذت بردن از لحظه ، را سرلوحه کار خود قرار دهیم و نهایت استفاده را  زندگی برده و تمام عمر را بدون نگرانی و ناراحتی،صرف رسیدن به اهداف و آرزوهای زیبای خود کنیم. چون زندگی خیلی کوتاه تر از آن است که آن را با افکار مزاحم و بی ارزش که مانعی برای رشد و توسعه ما هستند، بگذرانیم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *